ورود اعضاء ورود اعضاء نقشه سایت نقشه سایت
۱۳۹۵ سه شنبه ۵ بهمن
معاونت پژوهشی و برنامه ریزی معاونت پرورشی فرهنگی معاونت پژوهش، برنامه ریزی و نیروی انسانی
صفحه اصلی
English
مقام معلم از ديدگاه قرآن

 

 

مقام معلم از ديدگاه قرآن

نخستين معلم، خدا است::« وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا» (بقره/31)

[به آدم نامهاي (اشيا و خواص و اسرار چيزهايي را كه نوع انسان از لحاظ پيشرفت مادي و معنوي آمادگي فراگيري آنها را داشت، به دل او الهام كرد و بدو) همه را آموخت]...

دومين معلم، پيغمبرانند:

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ رُسُلًا إِلَى قَوْمِهِمْ فَجَاؤُوهُم بِالْبَيِّنَاتِ (روم/47)

[ما پيش از تو، پيغمبران بزرگواري به سوي اقوام خود روانه كرده ايم و ايشان براي آنان دليل ها و برهان ها ذكر كرده اند و بديشان معجزات روشني  نموده اند]...

سومين معلم، علما و فرزانگانند:

الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا (احزاب/39)

[كساني هستند كه رسالتهاي خدا را مي رسانند و از او مي ترسند و از كسي جز خدا نمي ترسند، و كافي است كه خدا حسابرس باشد]...

 

 

 

 

 

جايگاه معلم، در روايات:

مقام معلم مقام والائي است، مقامي است كه بالاتر از مقام معلم نيست و چنين است كه وارثان انبياء شمرده مي شوند. چنانچه امام صادق (ع) فرموده اند: (ان العلما ورثه الانبياء) يعني دانشمندان وارثان پيامبرانند.

.
جايگاه و شأن معلم و استاد تا بدان جاست كه رسول الله (ص) در كلامي به امام علي (ع) فرموده اند:
(
يا علي اگر يك فرد بوسيله تو و (بمدد الهي) طريق هدايت را باز يابد و به حق رهنمون گردد پر ارزش تر و بهتر از آن است كه ما لك شتران سرخ موي فراوان باشي)
معلمين مايه ي حركت و بركت جامعه هستند و امام امير المومنين علي (ع) فرموده است: ( العلما باقون ما بقي الدهر اعيانهم مفقوده و امثالكم في القلوب موجوده) دانشمندان تا پايان جهان زنده اند، شخص آنها در ميان نيست اما آثارشان در قلبها موجود است و چنين است كه علما به مقام شفاعيت مي رسند)
رسول الله (ص) فرموده اند: (يشفع يوم القيامه الانبياء ثم العلما، ثم الشهداء) روز قيامت نخست انبياء شفاعت مي كنند، سپس علما و بعد از آنها شهيدان، و چنين است كه از خدا مي ترسند و به مقام عالي خشيت مي رسند،

امام علي (ع) :
قُم عَن مَجلِسِكَ لِاَبيكَ وَ مُعَلِّمِكَ وَ اِن كُنتَ اَميراً؛
به احترام پدر و معلمت از جاي برخيز هرچند فرمان روا باشي

تصنيف غرر الحكم و دررالكلم ص435 )

 

محمدي ري شهري، ميزان الحكمه، ترجمه حميدرضا شيخي.

 

 

 

رسالت معلمان و مربيان در قرآن:

1-دعوت به سوي خدا و تربيت الهي:

يكي ازاهداف عاليه در دعوت انبياء كه سر لوحه كار آنها محسوب مي شود دعوت به خدا و تربيت مردم براي حركت در مسير كمال معبود است. خداوند متعال از زبان پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد: (الا تعبدوا الا الله ) نخستين دعوت من اين است كه به جز خداي يگانه را نپرستيد.
و معلم بايستي همه چيزش براي خدا باشد (اقراء باسم ربك الذي خلق) آموزشش براي خدا، تربيتش براي خدا، اعمالش براي خدا، نشستنش براي خدا، سكوتش براي خدا، با توجه به خداست كه مي شود تربيت الهي نمود.

2- دعوت به سوي نور و تربيت نوراني:

در قرآن كريم آمده است ( رسولا يتلوا عليكم آيات الله مبينات ليخرج الذين آمنوا و عملوا الصالحات من الظلمات الي النور) يكي از اهداف عاليه در دعوت انبياء اخراج مردم از ظلمات به سوي نور بوده است كه با تلاوت آيات الهي آنها را از ظلمت هاي كفر، جهل، گناه و فساد اخلاق بيرون آورده به سوي نور ايمان و تقوي و سعادت هدايت مي نمايد.

3-دعوت به سوي اصلاح جامعه و تربيت صالح:

در قرآن كريم آمده است (ان اريد الا الاصلاح ما استطعت و ما توفيقي الا بالله) من جز اصلاح تا آنجا كه توانائي دارم و توفيق من جز به خدا نيست. اين شعار تربيتي همه ي انبياء الهي بوده كه توأم با عمل تربيتي آنها اسباب اصلاح در تفكر، انديشه، اخلاق و نظامات فرهنگي، اقتصادي و سياسي جامعه را در همه ي ابعاد پديد آورده است. و رسالت معلمي نيز چنين است كه با كسب توفيق الهي به اصلاح فرهنگ و تربيت فكر و مغزهاي متفكر مي پردازد تا تمامي عرصه هاي جامعه به سمت اصلاح حركت نمايد.

4-دعوت به پاكسازي و تربيت اخلاقي :

در قرآن كريم آمده است (فقولا قولا لينها لعله يتذكر او يخشي) اين آيه اشاره لطيفي به اين حقيقت است كه رسالت انبياء براي پاكسازي انسان ها و بازگرداندن طهارت فطري نخستين به آنها است. نخستين دستور قرآن برخورد ملايم و توأم با مهر و عطوفت انساني است. هدف آن است كه مردم جذب بشوند، متذكر شوند راه پيدا كنند.

5-دعوت به سوي علم و دانش و تربيت قرآني :

در قرآن كريم آمده است (قل هل يستوي الذين يعلمون و الذين لا يعلمون) يعني بگو آيا كساني كه مي دانند با كساني كه نمي دانند يكسانند، مهمترين دعوت انبياء بسوي علم و دانش بوده به طوري كه رسول الله (ص) فرموده اند: (بالتعليم ارسلت) يعني من براي تعليم فرستاده شده ام .

 

 

مطهري، مرتضي، تعليم و تربيت در اسلام

 

 

ويژگي هاي يك معلم خوب:

با بررسي آيات و روايات و كلمات بزرگان دين ويژگي هائي كه مي تواند ارزشمندي و خوبي يك معلم را نمايان سازد به ترتيب عبارتند از:
1-
اخلاص در نيت و عمل: ريشه اساسي اخلاص در نيت و عمل همان تصفيه و تزكيه و پالايش در ون باطن از همه ي آلودگي هاست.
2-
تقيد به عمل صالح: امام صادق (ع) مي فرمايد: (كونوا دعاه الناس باعمالكم و لا تكونوا دعاه بالسنتكم)، امام صادق همچنين مي فرمايند: اثر تعليم معلم بدون عمل صالح را به باراني تشبيه مي كند كه روي صخره مي ريزد و بر روي آن مي لغزد و تأثيري ندارد.
3-
حسن خلق و فروتني: امام صادق (ع) فرموده اند: (رأس العلم التواضع)
4-
علو همت و عفت نفس: رسول الله فرموده اند: ( الفقها امناء الرسل)
5-
عالم به مقتضيات زمان: بچه هاي ما در هر زماني موافق آن زمان بايد تربيت شوند.
6-
توجه به مسوليت معلمي و احساس مسئوليت (احساس بعثت) در همه حالات و زمان ها.
7-
ايجاد زمينه براي شكوفائي و رشد تفكر و تعقل و معنويت در متربيان.

 

 

محمدي ري شهري، ميزان الحكمه، ترجمه حميدرضا شيخي

 

 

احترام استاد

تعاليم دينى به ما مى آموزد كه از هر كس چيزى آموخته ايم و نقش استادى براى ما داشته است, قدرش را بشناسيم, در مقابل او متواضع و مؤدّب باشيم. حق ّ او را ادا كنيم, هميشه از او به نيكى ياد كنيم و او را همچون پدر خويش بشناسيم. به ويژه اگر معلم اخلاق باشد, احترامش بيشتر خواهد بود.
شهيد بزرگوار, آية الله مطهرى نسبت به معلمان خودش پيوسته اين حالت را داشت و حق آنان را از ياد نمى برد. در مقدمه يكى از آثار خود, از يكى از استادان برجسته خودش به نام (حاج ميرزا على آقا شيرازى اصفهانى) ياد مى كند و خوبى هاى او را بر مى شمارد و به عنوان استادى كه اولين بار, او را با (نهج البلاغه) آشنا ساخت, از او تعريف مى كند و دورانِ حضور در درس هاى او را اين گونه مى ستايد: (درك محضر او را همواره يكى از (ذخاير) گران بهاى عمر خويش ـ كه حاضر نيستم با هيچ چيز معاوضه كنم مى شمارم و شب و روزى نيست كه خاطره اش در نظرم مجسّم نگردد, يادى نكنم, نامى نبرم و ذكر خيرى ننمايم. )
نهايت احترام و ادب و شيفتگى را در باره يكى ديگر از استادانش (علامه طباطبايى) نشان مى دهد و هر گاه از استادش ياد مى كند, تعبير (روحى فداه) (جانم فداى او باد) به كار مى برد. و در جاى ديگر از او به عنوان مجسّمه تقوا و معنويت ياد مى كند و مى گويد: (من ساليان دراز از فيض محضر پر بركتِ اين مرد بزرگ بهره مند بوده ام و الآن هم هستم.
در باره استاد ديگرش, امام خمينى نيز اين گونه ياد مى كند:
(
درس اخلاقى كه به وسيله شخصيت محبوبم در هر پنج شنبه و جمعه گفته مى شد و در حقيقت درسِ معارف و سير و سلوك بود…, مرا سرمست مى كرد…بخش مهمى از شخصيّت من در آن درس و سپس در درس هاى ديگرى كه در طى ّ دوازده سال از آن استاد الهى فرا گرفتم, انعقاد يافت و همواره خود را مديون او دانسته و مى دانم. راستى كه او روح قدسى الهى بود….)

علل گرايش به مادّيگرى, ص 9.
ميثاق, جواد محدثى, ص 75.

 

 

 

فضيلت معلمى و حق معلم

در حديثى پيامبر(ص) فرموده است: (صبح و شام در پى آموختن دانش رفتن, نزد خداوند, برتر از جهاد در راه خداست و كسى كه بخشى و بابى از علم را بياموزد و آن را به ديگران هم ياد دهد, از هزار ركعت نماز مستحبّى خواندن برتر است. )
فضيلت و جايگاه معلم از آن جا روشن مى شود كه شاگردان موظف اند حرمت استادان خود را نگه دارند و شرط ادب را مراعات كنند.
امام سجاد(ع) در سخنانى مى فرمايد:
(
آن كه به تو دانش مى آموزد, حق او به گردن تو اين است كه به او تعظيم و احترام كنى, به درس او خوب گوش دهى, با دل و جان توجّه كنى. صدايت را در برابر او بلند نكنى و بر سر او داد نكشى. اگر از ديگرى سؤال كرد, تو جواب ندهى, در جلسه درس او با كسى حرف نزنى, نزد معلّم خود از كسى غيبت نكنى, اگر كسى پشت سرش از او بد گويى كرد, از او دفاع كنى, عيب هايش را بپوشانى و خوبى هايش را براى ديگران آشكار سازى, با دشمنانش رفاقت نداشته باشي…اگر اينها را رعايت كنى, خداوند متعال فرشتگان را شاهد مى گيرد كه تو براى خدا درس آموخته اي…. )
اين همه سفارش, به دليل جايگاه والاى معلم در نگاه دين و پيشوايان اسلام است. در پايان به سخنانى از حضرت امام خمينى(ره) در باره معلم اشاره مى شود:
(
مقام معلّم, مقام والايى است…مقامى است كه خداى تبارك و تعالى از آن تعظيم فرموده است.)
(
نقش معلم در جامعه, نقش انبياست. انبيا هم معلّم بشر هستند. )
(
همه سعادت ها و همه شقاوت ها, انگيزه اش از مدرسه هاست, و كليدش دستِ معلّمين است.)

شيخ صدوق, خصال, ص 561, (رسالة الحقوق).

 

خدمات استادمطهري
مهمترين خدمات استاد مطهري در طول حيات پر بركتش ارائه ايدئولوژي اصيل اسلامي از طريق درس و سخنراني و تأليف كتاب است. اين امر خصوصاً در سالهاي 1351 تا 1357 به خاطر افزايش تبليغات گروههاي چپ و پديد آمدن گروههاي مسلمان چپ زده و ظهور پديده التقاط به اوج خود مي‌رسد

در سال 1355 به دنبال يك درگيري با يك استاد كمونيست دانشكده الهيات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته مي‌شود. همچنين در اين سالها استاد شهيد با همكاري تني چند از شخصيتهاي روحاني، «جامعه روحانيت مبارز تهران » را بنيان مي‌گذارد بدان اميد كه روحانيت شهرستانها نيز به تدريج چنين سازماني پيدا كند

گرچه ارتباط استاد مطهري با امام خميني پس از تبعيد ايشان از ايران به وسيله نامه و غيره استمرار داشته است ولي در سال 1355 موفق گرديد مسافرتي به نجف اشرف نموده و ضمن ديدار با امام خميني درباره مسائل مهم نهضت و حوزه‌هاي علميه با ايشان مشورت نمايد

پس از شهادت آيت الله سيد مصطفي خميني و آغاز دوره جديد نهضت اسلامي، استاد مطهري به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار مي‌گيرد و در تمام مراحل آن نقشي اساسي ايفا مي‌نمايد. در دوران اقامت حضرت امام در پاريس، سفري به آن ديار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ايشان گفتگو مي‌كند و در همين سفر امام خميني ايشان را مسؤول تشكيل شوراي انقلاب اسلامي مي‌نمايد.
 
هنگام بازگشت امام خميني(ره) به ايران مسؤوليت كميته استقبال از امام را شخصاً به عهده مي‌گيرد و تا پيروزي انقلاب اسلامي و پس از آن همواره در كنار رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامي و مشاوري دلسوز و مورد اعتماد براي ايشان بود، تا اينكه در ساعت بيست و دو و بيست دقيقه سه شنبه يازدهم ارديبهشت ماه سال 1358 در تاريكي شب در حالي كه از يكي از جلسات فكري سياسي بيرون آمده بود يا گلوله گروه نادان و جنايتكار فرقان كه به مغزش اصابت نمود به شهادت مي‌رسد و امام و امت اسلام در حالي كه اميدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمي عظيم فرو مي‌روند.

انديشه‌هاي متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري همواره به عنوان اسلام‌شناسي آگاه، عالمي زمان شناس، دانشمندي دردآشنا و فيلسوفي توانا مورد علاقه فرهيختگان و جوانان فكور بوده و مي‌باشد

استاد شخصيتي بود كه پاسخ‌گويي به شبهات زمانه و مقابله با انحرافات فكري و عقيدتي را وجهة همّت خويش ساخت تا بدانجا كه در قبال اين مجاهدت عظيم علمي جان خويش را فداي آرمان خود ساخت

 

 

ويژگي‌هاي شخصيتي استاد مطهري از زبان آيت‌الله واعظ‌زاده خراساني

استاد مطهري اهل مدارا بود. تا ممكن بود رابطة خود را با آشنايان و دوستان حفظ مي‌كرد و به مجرد اختلاف سليقه و كدورت باطني از آنان نمي‌بريد و غالباً به روي او هم نمي‌آورد. دوستانش را سال‌ها نگه مي‌داشت و نسبت به آنها وفادار مي‌نمود.

وي مردي بسيار رازدار و سرنگهدار بود. نقشه‌ها و فعاليت‌هاي خود را حتي‌الامكان پنهان مي‌كرد و جز به اهلش نمي‌گفت. او چنان نبود كه نيّات و اهداف خود را صريح و رك همه جا فاش كند. در اين خصلت به حدي راسخ بود كه بعضي آن را نوعي عيب مي‌شمردند و او را مردي پيچيده و ناآشنا و تودار مي‌پنداشتند.

او بسيار دورانديش و مآل‌بين و حسابگر بود. هيچ كاري را بدون تمهيد مقدمات لازم آغاز نمي‌كرد. دل به دريا زن و بي‌گدار به آب زن نبود. همواره مي‌انديشيد كه براي هر كاري از وجود چه كسي بايد استفاده كرد و در شأن و حد توان كيست و به چه نوع تدبيري حاجت دارد. در كجا بايد شركت كرد و با كدام گروه تماس گرفت و از كدام گروه بايد اجتناب نمود

اهل مدارا بود. تا ممكن بود رابطة خود را با آشنايان و دوستان حفظ مي‌كرد و به مجرد اختلاف سليقه و كدورت باطني از آنان نمي‌بريد و غالباً به روي او هم نمي‌آورد. دوستانش را سال‌ها نگه مي‌داشت و نسبت به آنها وفادار مي‌نمود.  

 

يادنامة استاد شهيد مرتضي مطهري، ص 351-349.

 

 

تاریخ به روز رسانی: 1395/02/11
تعداد بازدید: 194
امتیازدهی
میانگین امتیازها:0 تعداد کل امتیازها:0
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0
ارسال نظرات
نام  
آدرس پست الکترونیکی شما    
توضیحات  
تغییر کد امنیتی  
کد امنیت  
 
تمامی حقوق این پایگاه متعلق به اداره کل آموزش و پرورش خراسان رضوی می باشد.
ورود اعضاء
بستن
Powered by DorsaPortal